مجموعه>> تصاویر نوشته
همه ساله با فرا رسیدن روزهایزمستان، بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعیعکس پروفایلخود را تغییر می دهند.
به همین دلیل به دنبالعکس پروفایل زمستانیمی گردند. خیلی از افراد هممتن زیبا درباره زمستانو روزهای برفیمی نویسند.
در این مطلب ازسایت وب عمومیمجموعه ای ازمتن های عاشقانه و زیبادربارهروز های برفی و زمستانیرا گردآوری کرده ایم که در ادامه می خوانید.

ببار از آسمان، بی حرف بنشین
به طعم بوسه های ژرف بنشین
در آغــــــــــوشم شبی آرام آرام
شبیـــه دانه هــــای برف بنشین
دلم یک زمستان سخت میخواهد
یک برف
یک کولاک به وسعت تاریخ
که ببارد و تمام راهها بسته شوند
و توچاره ای جز ماندن نداشته باشی
وبمانی...

ننه سرما قدمت مبارک
زیبایی هایت را عزیز میداریم،
برایمان دعا ڪن چرخ روزگارمان
در حضور
تو به سلامتے و خیر بگردد
و برف شادے به دل همه ببارد
زمستان مبارک

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورتبهاررا لمس کند
*****
رفاقت مثل آدم برفی میمونه ،
درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت !
*****
داره برف میاد به اسمون نگاه کن هروقتبرف سیاهبارید بهم خبر بده ،
اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت
وقتی بهت گفتم :دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی !
به چه دلخوش کرده ای ؟
تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟
*****
عشق یعنی امید ،
یعنی طراوت باران ،
یعنی سفیدی برف ،
یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !

گاهی وجود یک مرد
آنقدر گرم عمل میکند !
که یک زمستان
با تمام برف هایش
روی یک زن هیچ تاثیری ندارد ...
گاهی لازم است فقط !
ldquo;مردrdquo; باشید ...
سوزی که برف داره ،
بارون نداره
معرفتی که تو داری ،
هیچ کــس نداره !

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشتن ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـﻢ کسی ﺩﻭﺳﺘـﻢ ﺩاشته ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳﺮﺩﻡ
مثل زمستان...
دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت :
پاشو ببین چه برفی اومده ...
*****
داره برف میاد ،
بیا تو قلبمسرما نخوری!

باران یا برف ... چه فرقی میکند ؟
تو که باشی ،
هوا که هیچ ؛
زندگی خوب است ...
*****
تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری ،
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم !
کاش تابستانها هم برفی بود !
*****
آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی،
یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم
*****
سر زده باش
مثل برف
ذوق مرگم کن
با آمدنت

اگه برف می دونست زمین خاکی چقدر کثیفه ،
برای اومدن به اونلباس سفیدنمی پوشید
*****
زمستان را دوست ندارم
چون با آمدنش به یاد نگاه های سردت می افتم ...
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه
*****
دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ،
چون یه روز آب می شه .
دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ،
چون یه روز پژمرده می شه .
دوستت دارم به اندازه ی دنیا ،
چون هیچ وقت تموم نمی شه !

به گوشم خش خش پاییز زرد است
دل ام میعادگاه زخم و درد است
نمی آید صدایی از در و دشت
ldquo;هوا بس ناجوانمردانه سرد استrdquo;
*****
برف آمد و پاییز فراموشت شد .
آن گریه ی یک ریز فراموشت شد .
انگار نه انگار که با هم بودیم .
چه زود همه چیز فراموشت شد
*****
شال و کلاه می بافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم
سکوت و جمعه و برف است و سرما
تنیده روی ذهنم تور رویا
قلم در دست، در کنج اتاقی
نشسته شاعری تنهای تنها
*****
دارکوبی ست! خیالت که مداوم به سرم می کوبد!
موجِ گرمای لبت بَرف از این قطبِ تنم می روبد!

شعرهای سپیدم
مال خودم نیست
شعر خداست
من فقط منتظر می شوم زمستان از راه برسد،
تا خدا شعر تازه ای بنویسد روی کاغذ ابرها
و سپس شعرهای کهنه اش را ریز ریز کند
تا زمین پر شود از کاغذ های سپید
آنگاه کافی ست به یکی ازین دانه های خیس خیره شوم
و از روی دست خدا شعر نو بنویسم
پوریا شیرانی
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ،
از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

به دل ناگفته صدها حرف دارم
میان سینه زخمی ژرف دارم
به روی پوستین سالخوردم
زمستان در زمستان برف دارم
آرزو کن با من
که اگر خــواست زمســـتان برود!
گرمیِ دستِ تو اما باشد
ldquo;مــاrdquo; ی ما ldquo;مـــنrdquo; نشود
سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!
*****
دستهایم را بگیر، از زمستان دور شو...
غیرِ من روی رگِ هر عاشقی، ساطور شو...

سرد است هوا
بیرون اگر می روی
دست های مرا هم با خودت ببر!
شعر از رضا کاظمی
زمستونم و زمستونم
برفي دارم فراون
به هر طرف رو مي يارم
يك اثر از خود مي زارم
اگر مي خواي تو فصل من
اينجوري نلرزي مثل من
برو پاي بخاري
تا من بشم فراري
*****
اتل متل كلوچه
برف اومده تو كوچه
برفاي دونه دونه
كلاغه شعر مي خونه
شعرش چيه؟قار و قار
يعني ببار تا بهار

زمستونه ، زمستونه فصل تگرگ و بارونه
هوا شده خيلي سرد روي زمين پر از برف
چه خوبه كودكستان وقتي ميشه زمستان
كلاغهاي رنگارنگ بخاريهاي روشن
وقتي كه برف مي باره دلم مي خواد دوباره
برم به كودكستان ميان آ
برچسب:
نویسنده: مبین حسینیان